مهمان شهر قم(وفات حضرت معصومه علیهاالسلام )

پدید آورنده : ابراهیم اخوی ، صفحه 120

 

نامه دعوت

مأمون، خلیفه ستمگر عباسی، امام رضا علیه السلام را از مدینه و از جمع خانواده دور کرده و به ایران فرا خوانده بود. اکنون یک سال از آن جریان می گذشت و دل تنگی، امان همه را بریده بود تا اینکه یک روز صبح، پیکی درِ خانه حضرت معصومه علیهاالسلام در شهر مدینه را به صدا درآورد. او نامه امام رضا علیه السلام رابرای خواهرش آورده بود. در آن نامه، از حضرت معصومه علیهاالسلام دعوت شده بود تا به نزد برادرش در شهر مشهد برود. راه دور بود، ولی علاقه زیاد خواهر به برادرش، همه مشکلات را آسان می کرد. حضرت معصومه علیهاالسلام خود و چهار نفر از برادران و عده ای از برادرزاده ها و خادم های منزل را آماده مسافرت کرد؛ یک مسافرت طولانی و سخت.

حادثه تلخ

کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام که به قصد زیارت برادر، از شهر مدینه در کشور عربستان، به سوی مشهد در ایران حرکت می کرد، شهرها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشت. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا این که کاروان در شهری اتراق کرد که پر بود از دشمنان اهل بیت.

آن ها به کاروان حمله کردند. برادران حضرت معصومه علیهاالسلام به شهادت رسیدند. برادرزاده ها هم همین طور. اتفاق بسیار ناگواری بود. اشک و گریه سراسر کاروان را فرا گرفته بود. دختر موسی بن جعفر علیه السلام پرسید: چه قدر تا قم فاصله داریم؟ گفتند: راه زیادی نمانده. حضرت فرمود: «به طرف قم حرکت می کنیم؛ چون از پدرم شنیدم که قم مرکز شیعیان ما است» و بدین ترتیب، کاروان با دلی پراز غم، به سوی قم حرکت کردند و مهمان مردم قم شدند.

بیماری حضرت معصومه علیهاالسلام

وقتی دشمنان در یکی از شهرهای ایران به کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام حمله کردند و تمام مردان کاروان را که عده زیادی از آن ها از بستگان حضرت معصومه علیهاالسلام بودند،کشتند. غم بزرگی بر دل خواهر عزیز امام رضا علیه السلام نشست . ایشان در اثر این مصیبت بیمار شدند. مردم شهر قم ـ که از دوستان امام رضا علیه السلام و خانواده پیامبر صلی الله علیه و آله بودند ـ از جریان با خبر شده و به کمک آن ها شتافتند ـ اما زمانی که به کاروان رسیدند، تمام مردان کاروان شهید شده بودند. کاروان به سمت شهر قم حرکت کرد و حضرت معصومه علیهاالسلام مهمان مردم این شهر شد.

شهر قم

پس از حمله به کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام ، در یکی از شهرها،ایشان به سختی مریض شدند و به شهر قم رفتند. آن حضرت، هفده روز در شهر قم بودند. بچه ها! جالب است بدانید که اتاقی که ایشان در مدت اقامتشان در شهر قم، در آن سکونت داشتند و در آن به عبادت و راز و نیاز با خدا می پرداختند، الان هم در شهر قم و در محلی به نام "بیت النور" وجود دارد. سرانجام، مهمان عزیز شهر قم، بر اثر آن بیماری، در دهم ربیع الثانی سال 201، در شهر قم و در سن 27 سالگی از دنیا رفتند و مردم شهر را در غمی بزرگ فرو بردند .

کودکی

حضرت معصومه علیهاالسلام ، تنها خواهر تنی امام رضا علیه السلام است. نام مادر ایشان «نجمه خاتون» است. حضرت معصومه علیهاالسلام دوران کودکی سختی داشت؛ چون دشمنان و پادشاهان ستم کار، پدر ایشان، امام موسی کاظم علیه السلام را زندانی می کردند و وقتی ایشان تنها هشت سال داشت، پدرشان را شهید کردند. در جوانی ایشان هم، خلیفه ستم کاری به نام مأمون، برادر عزیر ایشان، امام رضا علیه السلام را از مدینه دور ساخت و به شهر مشهد فرا خواند. این دوری، برای آن برادر و خواهر مهربان، خیلی سخت بود.

زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام

حضرت معصومه علیهاالسلام ، خانمی است که هم دختر امام موسی کاظم علیه السلام است؛ هم خواهر امام رضا علیه السلام و هم عمه امام جواد علیه السلام . به همین دلیل، وقتی زیارت نامهْ آن حضرت را در حرم زیبای ایشان در شهر قم می خوانیم، می گوییم: سلام بر تو ای دختر امام، سلام بر تو ای خواهر امام و سلام بر تو ای عمه امام. بله بچه ها، حضرت معصومه علیهاالسلام ، بانوی بسیار بزرگواری است که حتی امام رضا علیه السلام درباره زیارت ایشان فرموده اند:

«هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».

نقاره خانه

حمیده، در شهر قم زندگی می کند. او همیشه به همراه پدر و مادرش به زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام می رود. او علاقه زیادی به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام دارد. یک روز که وارد حرم شد، با تعجب دید که مردم به طرفی می دوند. چند لحظه بعد، صدای طبل و شیپور از بالای گلدسته های حرم بلند شد. حمیده پرسید: بابا! چه خبر شده؟ پدر گفت: صدای نقاره خانه حرم است، حتما کسی شفا پیدا کرده؟ بله، حدس بابا درست بود. یکی از زائران حرم که مدت ها از بیماری رنج می برد، به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام پناه آورده بود و در آن جا از خداوند، شفای بیماری خود را خواسته بود و خداوند هم به خاطر حضرت معصومه علیهاالسلام ، آن بیمار را شفا داده بود. شما هم می توانید کنار حرم حضرت، آرزوهای شیرین خود را بیان کنید و از خدای خوب و مهربان بخواهید تا آن ها را برآورده کند.



نویسنده : ; ساعت 3:13 روز یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



استقلال فکری و حماسه داشتن با اقتباس خوبی های علمی ، فنی ، هنری و غیره از دیگران منافات ندارد چیزی که هست باید در هاضمه خود هضم برد نه این که در هاضمه آنها هضم شد . اسلام صراط مستقیم انسانیت است انسان متعدن به همان اندازه به آن نیازمند است که انسان نیمه وحشی و به انسان پیشرفته همان اندازه نجات و سعادت می بخشد که به انسان ابتدایی .



نویسنده : ; ساعت 2:32 روز یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



اگر انسان علاقه مند به تربیت خودش و فرزندانش به تربیت اسلامی است و یا می خواهد افرادی را تربیت کند واقعا باید به مسئله نیایش دعا و عبادت اهمیت بدهد . پیغمبر(علیه السلام) می گویند : اگر خدا پرستی تو سبب شود که حق بدنت ضایع شود درست نیست ، نه فقط بدن نباید حق روح را ضایع کند ، روح هم نباید حق بدن را ضایع کند .



نویسنده : ; ساعت 2:27 روز یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



لذت معنوی آنگاه مضاعف می شود که کارهایی از قبیل کسب علم ، احساس ، خدمت ، موفقیت و پیروزی از حس دینی ناشی گردد و برای خدا انجام شود و در قلمرو عبادت قرار گیرد .



نویسنده : ; ساعت 2:23 روز یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



خود شناسی به این معناست که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند ، بداند خاکی محض نیست ، پرتویی از روح الهی در او هست بداند که در معرفت می تواند بر فرشتگان پیشی بگیرد .



نویسنده : ; ساعت 2:20 روز یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



اجتماع وقتی روی پای خود می تواند باستد که در روح افراد باید حماسه و احساس شخصیت وجود داشته باشد فلسفه مستقلی در زندگی داشته باشد و به آن ایمان و اتکا داشته باشد .



نویسنده : ; ساعت 2:16 روز یکشنبه چهاردهم اسفند 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



محبت ما اهل بیت نظام دین است .



نویسنده : ; ساعت 3:20 روز جمعه هفتم بهمن 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



می گویند : در آخرین قسمتهای عرفان خودشناسی و خداشناسی شخص می رسد به این که من مستاجرم هیچ چیز این دنیا مال

نیست ...

و حسین (ع) ...

میدانست که با خون بیشتر از حضور می شود کار کرد ...



نویسنده : ; ساعت 3:1 روز جمعه هفتم بهمن 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



در قیامت برای هر دسته یک مدل حساب داریم

سریع الحساب : کسانی که در قیامت معطلی ندارد و به سرعت بدون حساب از مواقف می گذرند . سابقون السابقون ؛ اولئک المقربون . فی جنات النعیم

این گروه شامل : پیغمبران ، اولیاء و بزرگان ، شهدا و کسانی که ضمن اینکه پرونده هایشان در دنیا خوب و مثبت است، حسابشان را همانجا صاف کرده اند و چیز خاصی برای حساب ندارند . چشم باز کنند در وادی السلام در کنار مومنین و مومنات هستند در کنار امام حسین (ع

یسیر الحساب : کسانی که حسابشان ساده است . خداوند براحتی می گذرد ، مومنین و مومناتی در این گروه هستند که نسبت به مردم آسان گیر بودند و ساده حساب می کردند . دائم پیگیر مطالبات شخصی نبودند . راحت می بخشند و بعد از بخشش لطفشان را از مردم دریغ نمی کنند

کم حساب ها : در دنیا زندگی ساده ای داشتند . خداوند می فرماید من در دنیا به این ها امکانات ندادم و در قیامت برایشان تلافی می کنم

شدید العقاب ، شدید الحساب

کسانی که خداوند با شدت و سختی اعمالشان را حسابرسی می کند ، این گروه شامل

کافران ، مشرکان و منافقان ؛ کسانی که با خود خدا مشکل دارند

کسانی که با مردم بد حسابند . خداوند برای حساب خودشان سخت می گیرد ، امام صادق (ع) فرمودند کسی که می گیرد ولی می داند که نمی توانهد در زمانی که وعده کرده ، برگرداند . این ها جزء شدید الحساب ها هستند

کسانی که در حساب و کتابهای عاطفی مشکل دارند ، بد اخلاق است . امام صادق (ع) فرمود بلرز اگر فهمیدی کسی از تو حساب می برد ، چون از تو می ترسد

خیانت کاران ، بد زبانان ، دزدان ، دروغگویان و

 



نویسنده : ; ساعت 2:51 روز جمعه هفتم بهمن 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی



دیروز پای کلام های ناب یک پیر غلام امام حسین (ع) بودم که می گفت

سنت بچه هیاتی این بود

قبل از هیات غسل میکردیم یا حداقل وضو داشتیم

هنگام ورود و هنگام سینه زدن (لا حول و ل قوت الا باالله ) میخواندیم

اذن میگرفتیم بسم الله و بالله و... میگرفتیم

ورود به هیات را با دو رکعت نماز آغاز می کردیم

پیراهن مشکی مقدس بود ، هر جایی نمی پوشیدیم

جدا از لباس های دیگر می شستیم

آخر ذکر حسین (ع) بر تار و پودش خورده بود

اگر وسط هیات فکر غلط و گناهی به ذهنمان می رسید ، سوره ناس می خواندیم

لا حول و لا قوت الا بالله می خواندیم ، اعوذ بالله می خواندیم

دائم الذکر بودیم چه خادم چه مستمع

آنوقت بود که مجلس گل می گرفت و بوی خدا می آمد

 



نویسنده : ; ساعت 2:32 روز جمعه هفتم بهمن 1390
دسته بندی :مطالب خواندنی