خداوند در قرآن كریم آیه‌ی 217 سوره‌ی مباركه‌ی بقره می‌فرماید: "و لایزالون یقاتلونكم حتی یرّدوكُم عَنْ دینِكُم إن استطاعُوا". به این معنی كه «دشمنان شما همواره با شما در جنگ هستند». واژه لایزالون، دلالت بر استمرار دارد و گویای این است كه دشمنان همیشه با شما در جنگ هستند منتهی بسته به شرایط مكانی و زمانی نوع این جنگ ممكن است متفاوت باشد. گاهی جنگ، جنگ نظامی است. گاهی اقتصادی است و گاهی نیز فرهنگی.

نقش رسانه در جنگ نرم

اصولاً جنگ‌هایی كه از نوع نظامی است و از وسایل و ادوات نظامی در آن استفاده می‌شود، به‌عنوان جنگ سخت یا Hard War مشهور است. ولی اگر در این جنگ از وسایل و ادوات و كالاهای فكری و فرهنگی استفاده شود، اصطلاحاً به آن Soft War یا جنگ نرم اطلاق می‌كنند. بنابراین شاخصه‌ی جنگ نرم، استفاده از ابزارهای فكری و فرهنگی است.»

در واقع تعریف علمی جنگ نرم عبارت است از «استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن به منظور تاثیرگذاری بر عقاید، فرهنگ، سیاست، احساسات، تمایلات، رفتار و مختصات فكری دشمن با توسل به شیوه‌‌هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی می شود».

بنابراین جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای دانست كه جامعه را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می‌دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است.

پیشینه تاریخی :

به نظر می‌رسد جنگ نرم و مفاهیم همسان از قبیل عملیات روانی، جنگ روانی، قدرت نرم، جنگ سفید و... قدمتی به اندازه حیات بشری دارد.

با این وجود «جنگ نرم» با مختصات جدید خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن یعنی در دهه 1970 با مشاركت اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم ارتباطات از جمله جوزف نای، هارولد لاسول، جان كالینز، اعضای برجسته آژانس اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) CIA و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسیس مركزی تحت عنوان «كمیته خطر جاری» طراحی، تدوین و عملیاتی شد كه مهم‌ترین هدف آن بمباران تبلیغاتی علیه بلوك شرق و به ویژه شوروی بود كه ظاهراً بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این كمیته به «كمیته صلح جاری» تغییر كرده و همچنان فعال است و كانون تهاجمات روانی آن جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران و هواداران منطقه‌ای آن از جمله حزب اله، حماس و كشورهای دوست ایران می‌باشد.

قدرت نرم از سه سطح راهبردی، میانی و تاكتیكی تشكیل می‌شود:

1- سطح راهبردی: این سطح از قدرت نرم كه متأثر از فرهنگ استراتژیك كشور است، به سطح رهبران و نخبگان یك كشور باز می‌گردد و بالاترین سطح رویارویی قدرت نرم تلقی می‌شود.

2- سطح میانی: این سطح از قدرت نرم بر عنصر مردمی قدرت ملی كشور تأكید دارد. قدرت نرم در این سطح، از فرهنگ ملی متأثر است هدف، سلب اراده و انگیزه از مردم و بی‌تفاوت نمودن جمعیت‌های همراه و تبدیل آن‌ها به جمعیت‌های معارض، مخالف و بی‌تفاوت و شكل دادن به نافرمانی‌های مدنی با ایجاد شكاف بین دو سطح راهبردی و میانی است.

3- سطح تاكتیكی: هدف اصلی از جنگ نرم در این سطح، سلب اراده و روحیه مقاومت در جبهه حریف است.

حوزه جنگ نرم :

1-    حوزه اجتماعی    2- حوزه فرهنگ      3- حوزه سیاسی

مخاطبان جنگ نرم :

با توجه به اهمیت دوچندان این مسئله رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با اشاره به جنگ نرم عظیمی كه دشمنان در مقابل ملت ایران و نظام اسلامی به راه انداخته‌اند، نخبگان فكری از جمله دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها را به هوشیاری و فعالیت مبتنی بر فكر و تدبر در این عرصه فرا خواندند و تاكید نمودند: «دانشجویان عزیز افسران جوان ایران و جمهوری اسلامی در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جریان شیطانی متكی بر زور و تزویر و پول هستند... در این منطقه بسیار حساس، جمهوری اسلامی با قدرت روز افزون خود در مقابل سلطه گران جهانی ایستاده است و طبعا شبكه بزرگ صهیونیستی، كمپانی‌های جهانی و مراكز پولی كه عرصه سیاسی آمریكا و اروپا را نیز هدایت و اداره می‌كنند قدرت عظیم ملت ایران و جمهوری اسلامی را دشمن می‌پندارند و با آن مقابله می‌كنند.»

باید این نكته را در نظر داشته باشیم كه چون قشر دانشگاهی بیشتر با مقوله‌ی فكر و فرهنگ ارتباط دارد، در جنگ نرم دشمن نیز این قشر در اولویت‌های بالای آن‌ها قرار می‌گیرد. حال اگر در قشر تجّار، بازرگانان و... وارد شویم، مباحث اقتصادی و جنگ اقتصادی همچون تحریم و... بیشتر مدّنظر است و مباحث ایدئولوژیكی و فكری چندان موضوعیت پیدا نمی‌كند. بنابراین دانشگاهیان كه بیشتر با دانش، كتاب، ایدئولوژی و فرهنگ و... سر و كار دارند، گروه مخاطب و هدف اصلی دشمن در جنگ نرم هستند.

جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای دانست كه جامعه را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا می‌دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشكال جنگ نرم است

در مورد نقش اساتید دانشگاه در مقابله با جنگ نرم نیز این نكته حائز اهمیت است كه نقش روشنگر آن‌ها برای دانشجویان بسیار اساسی است. استادان دانشگاه می‌توانند ادراك مناسب از وضعیت موجود را به دانشجویان خود منتقل كنند. بدون شك اگر دشمنان ما مانند آمریكا و اسرائیل، حرف‌های جذابی می‌زنند، دلشان برای این كشور نسوخته یا دنبال منافع ملی ما نیستند. انگیزه‌های آن‌ها از توجه به كشورهای خاورمیانه را می‌توان در عراق و افغانستان مشاهده كرد. بنابراین جذابیت‌های ظاهری كه دشمن در قالب القائاتش ایجاد می‌كند، باید توسط اساتید برای دانشجویان كالبدشكافی شود.

ویژگی های جنگ نرم :

جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و اتكا به قدرت نرم از ویژگی‌های بسیار زیاد و متنوع برخوردار است كه مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1.    جنگ نرم در پی تغییر قالب‌های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی است.

2.    آرام، تدریجی و زیرسطحی است .

3.    جنگ نرم نمادساز است: تصویری شكست خورده، ناامید و مأیوس از حریف ارائه می‌شود و در مقابل مهاجم با نمادسازی و تصویرسازی خود را پیروز و موفق نشان می‌دهد. در این ویژگی عملیات روانی در حد اعلای، خود انجام می‌شود.

4.    پایدار و بادوام است: نتایج جنگ نرم در صورت موفق بودن، پایدار و بادوام خواهد بود. هدف اصلی در جنگ نرم تغییر باورها و اعتقادات است. چنانچه این تغییر حاصل گردد، به راحتی تغییر مجدد و بازگشت به حالت اولیه میسر نمی‌باشد.

5.    جنگ نرم پرتحرك و جاذبه‌دار است: جنگ نرم كه به صورت تدریجی و آرام شروع می‌شود، در نقطه‌ای به دلیل ایجاد جاذبه‌های كاذب، خود جامعه هدف را برای تحقق اهداف به كار گرفته و از این طریق بر دامنه تحركات آن افزوده می‌گردد. در واقع با گذشت زمان، بسیاری از بازیگران و حتی بازیگردانان جنگ نرم به صورت خواسته یا ناخواسته از درون جامعه هدف به استخدام كارگزاران اصلی جنگ نرم در می آیند.

6.    جنگ نرم هیجان‌ساز است: با نمادسازی‌ها، اسطوره‌سازی‌ها و خلق ارزش‌های جدید، در جنگ نرم از احساسات جامعه هدف نهایت استفاده انجام می‌گیرد.

جنگ نرم

 مدیریت احساسات یك ركن در مهندسی جنگ نرم به حساب می‌آید. در مدیریت احساسات، تلاش می‌شود از احساسات و عواطف جامعه هدف به عنوان پلی برای نفوذ در افكار و اندیشه‌ها برای ایجاد تغییر و دگرگونی در باورها استفاده شود. احساسات و عواطف به دلیل تحریك پذیری، زمینه‌های خلق بحران را فراهم می‌سازد.

7.    جنگ نرم آسیب محور است: دشمنان در جنگ نرم با شناسایی نقاط آسیب جامعه هدف در حوزه‌های ذكر شده، فعالیت‌های خود را سامان داده و با خلق آسیب‌های جدید، بر دامنه تحركات خود می‌افزایند.

8.    جنگ نرم چندوجهی است:دراین جنگ، ازتمامی علوم، فنون، شیوه‌ها و روش‌های شناخته شده و ارزش‌های موجود استفاده می‌گردد.

9.    جنگ نرم تضادآفرین است: تضادهای به وجود آمده از طریق جنگ نرم، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم می‌زند و زمینه‌های بروز بحران و درگیری‌های داخلی را فراهم می‌سازد. بنابراین تخریب وحدت ملی یكی از پیامدها و ویژگی‌های جنگ نرم است.

10.    جنگ نرم تردید آفرین است:به مرور بر دامنه این تردیدها افزوده شده تا در نهایت به ایجاد تغییرات اساسی در باورها و ارزش‌ها دست یابد.

11.     جنگ نرم از ابزار روز استفاده می‌كند: از ظرفیت‌های فضای مجازی، ماهواره، تلفن همراه و... در این جنگ استفاده می‌شود.

عرصه‌ها و ابزارهای جنگ نرم :

-    رسانه (کتاب –مطبوعات – نشریات – رادیو-اینترنت – خبر گزاری‌ها)

-    ادبیات (داستان –شعر – رمان – طنز)

-    بین الملل(دیپلماسی – سازمان‌های بین‌الملل – عملیات روانی سفارتخانه‌ها اپوزیسیون خارج از کشور)

-    هنر (فیلم – هنرهای تجسمی –تئاتر – موسیقی)

تاكتیك های جنگ نرم در رسانه‌های غربی :

1- برچسب زدن:  مانند تروریسم – بنیادگرایی– حقوق بشر

2- تلطیف و تنویر:از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با كلمه‌ای پر فضیلت) استفاده می‌شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق كنیم.

3-استفاده از نمادهای مذهبی و یا ملی و انتساب به اشخاص و جریان‌هایی كه مورد احترام توده‌های عمومی مردم هستند تاكتیك انتقال نامیده می‌شود. در این تاكتیك از ابزارهای گوناگون از جمله طنز، كاریكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسیقی و... استفاده می‌شود.

4- تصدیق: حمایت اشخاص معروف (سیاستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می‌شود.

5- شایعه: هر شایعه در برگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می‌تواند باشد (تاكتیك تسطیح در شایعه‌سازی) ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد. در واقع هر چقدر شایعه پیرامون مسائل «مبهم» و«مهم» باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می‌یابد.

6- كلی گویی:تاكتیك كلی گویی، تاكتیكی است كه سعی می‌شود ذهن مخاطب متوجه حواشی و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزی پیام، حساسیت نداشته و آن را بدون بررسی و كنكاش بپذیرد كه به همین دلیل برخی این تاكتیك را «بی حس سازی مغزی» نیز می‌نامند.

7- دروغ بزرگ:بدین معنی كه پیامی را كه به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می كنند و مدام بر «طبل تكرار» می كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند.

8- پاره حقیقت گویی:بخشی از خبر نقل و بخشی را نقل نمی‌كنند. خبر هنگامی كامل است كه عناصر خبری در آن، به شكل كامل مطرح شوند.

در تاكتیك «پاره حقیقت گویی» حذف یكی از عناصر به عمد صورت می‌گیرد و بیشتر اوقات عنصر«چرا» حذف می‌شود.

9- انسانیت زدایی و اهریمن سازی:در این تاكتیك با استفاده از برچسب زنی صفات منفی به حریف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجیه حملات و تهاجمات علیه رقیب می‌پردازند.

10- ارائه پیشگویی‌های فاجعه آمیز:ارائه اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی كشور و فاجعه آمیز بودن آینده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذیل این تاكتیك تعریف می‌شود كه شعار «تغییر» نیز در این رابطه از سوی یكی از نامزدها پیگیری می‌شد.

11- قطره چكانی: اطلاعات و اخبار در زمان‌های گوناگون و به تعداد بسیار كم و به صورتی سریالی ولی نامنظم در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یك بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

12- حذف (سانسور): در این تاكتیك با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهم‌تر از آن ابهام می‌پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می‌شود.

جنگ نرم تضادآفرین است: تضادهای به وجود آمده از طریق جنگ نرم، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم می‌زند و زمینه‌های بروز بحران و درگیری‌های داخلی را فراهم می‌سازد. بنابراین تخریب وحدت ملی یكی از پیامدها و ویژگی‌های جنگ نرم است

13- جاذبه‌های جنسی:استفاده از نمادها و «مانكن ها» و همچنین از گویندگان خبری با ظاهری فریبنده ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذیری پیام و غفلت از هسته مركزی و ادبیات آن می‌شود.

14- ماساژ پیام:پیام با انواع تاكتیك‌ها ماساژ داده می‌شود كه از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15- ایجاد تفرقه و تضاد: مهم‌ترین هدف این تاكتیك، ایجاد گسست بین مردم و نظام سیاسی است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومی مردم نسبت به پذیرش رژیم سیاسی می‌شود.

این تاكتیك به شدت مورد توجه بنگاه‌های خبرپراكنی و استكبار جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و در چند ماهه اخیر بر شدت بهره‌گیری از آن افزوده‌اند.

16-ترور شخصیت:در زمانی كه نمی‌توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیكی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه‌ای و انواع تاكتیك‌ها به ترور شخصیت می‌پردازند.

17- تكرار:برای زنده نگه داشتن اثر یك پیام با تكرار زمان بندی شده، سعی می‌كنند این موضوع تا زمانی كه مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تكرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند.

18- توسل به ترس و ایجاد رعب:متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می‌كنند كه خطرات و صدمه‌های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممكن كرده است و از این طریق، آینده‌ای مبهم و توام با مشكلات و مصائب برای افراد ترسیم می‌كنند.

جنگ نرم

19- مبالغه:با اغراق و بزرگ نمایی یك موضوع، سعی در اثبات یك واقعیت دارد. كارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می‌كنند.

20- مغالطه: شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور كه بهترین یا بدترین مورد ممكن را برای یك فكر، برنامه، شخص یا محصول ارائه داد.

متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یكسان می‌دانند. این روش، انتخاب استدلال‌ها یا شواهدی است كه یك نظر را تایید می‌كند و چشم پوشی از استدلال‌ها یا شواهدی كه آن نظر را تائید نمی‌كند.



نویسنده : ; ساعت 14:2 روز چهارشنبه هشتم تیر 1390



 

ابزار های جنگ نرم کارتون ( انیمیشن )

شنبه, 09 بهمن 1389 ساعت 19:11

در کنار سینما، صنعت انیمیشن سازی(پویانمایی) هم صنعت مستقلی است که هواداران بسیاری را خصوصا در بین مخاطبن کودک و نوجوان به خود جذب کرده است. کمپانی های بسیاری در زمینه ی انیمیشن یا کارتون سازی در سطح دنیا فعالیت می کنند که مهم ترین و بزرگ ترین هاشان کمپانی های غربی و آمریکایی اند ....

... کارتون ها از طریق ارتباط مستقیمی که با کودکان برقرار می کنند به آسانی می تواند مفاهیم بسیاری را به آنان منتقل سازند. شخصیت های ساده و دوست داشتنی دنیای کارتون برای مخاطبان و دوستداران کودک و نوجوانشان به آسانی به عنوان الگو پذیرفته می شوند و کودکان سعی می کنند از رفتارها و برخوردهای آنان تقلید کنند. به علاوه در محیط زندگی شان هم نشانه هایی از آن ها را داشته باشند. از پوستر عکس شان روی دیوار گرفته تا بر چسب های شان روی کتاب و دفتر و کمد و ... و تا همه ی وسایل شخصی و مورد علاقه که نشانی از آن شخصیت کارتونی دارد: عروسک، ساعت، لوازم التحریر، لباس، و... .  توجه داشته باشیم که در اغلب موارد شخصیت های اسباب بازی و کارتونی، صورت اسطوره و قهرمان را برای کودک و نوجوان پیدا می کنند. قهرمانی که واجد قدرت های فوق العاده و برتر است و می تواند کارهایی کند که دیگران از انجام شان ناتوان اند.(از جمله ی معروف ترین اسطوره های کارتونی و نیز سینمایی می توان «اسپایدرمن» یا مرد عنکبوتی، «بت من» و «زورو» را نام برد.)

وجود همین قابلیت های مهم است که سبب شده کارتون ها در فرآیند هجوم نرم جهان غرب علیه دیگر فرهنگ ها و کشورها نقشی ویژه را به خود اختصاص دهند. در برخی موارد دامنه ی بهره برداری از کارتون ها به بیان مضامین سیاسی نیز کشیده می شود و شخصیت های محبوب کارتون ها به نمایندگان و مبلغان فرهنگ و سبک زندگی و ارزش های جامعه ی غربی به سراسر جهان اعزام می شوند، تا شهروندان جهان را از همان سنین کودکی مطابق الگوی واحد و مطلوب غربی آموزش دهند و تربیت کنند. هنجارهایی متناسب با زندگی غرب(از جمله در تعامل افراد غیر همجنس با هم، پوشش، رقص، موسیقی، عشق های بیرون از خانواده، رفتارهای جنسی آشکار مانند بوسه و موارد دیگر) که در موارد بسیاری با هنجارهای ملی و دینی ما تقاوت و تعارض دارند.

این رویکرد را خصوصا در نسل جدید کارتون ها می توان دید؛ کارتون هایی که علاوه بر کودکان و گاه بیش از آن ها نوجوانان و بزرگ سالان را مخاطب اصلی خود قرار داده اند. به عنوان مثال می توان از کارتون های «دنیای اسباب بازی»، «کارخانه) یهولاها»، «شرک 1 و 2 و 3»، «ماداگاسکار 1 و 2» و «آپ» (up)، «وال. ای.» (wall.e، «رییس مزرعه»، «شگفت انگیزها»، «عصر یخبندان 1 و 2»، «موش سر آشپز»، «در جست و جوی نمو» و ... به عنوان نمونه هایی از این نسل جدید نام برد. کارتون هایی که به فاصله ی بسیار کمی از تولید و اکران شان، به صورت دوبله یا زیرنویس فارسی در کشور توزیع می شوند و مخاطبان فراوانی هم دارند.

نسل جدید کارتون ها

اسپایدر من

                

نمونه هایی از کالاهای فرهنگی با موضوع اسپایدر من

                                       

بت من

 

شرکت والت دیزنی

انیماتور و خالق شخصیت کارتونی میکی ماوس

«شرکت والت دیزنی» (THE WALT DISNEY COMPANY) یکی از بزرگ ترین شرکت های رسانه ای و سرگرمی جهان است. این شرکت در 16 اکتبر 1923 به وسیله دو برادر، والت(WALT) و روی او(ROY.O) دیزنی، به عنوان یک استودیو کوچک تاسیس شد و چندی بعد به یکی از بزرگ ترین استودیوهای هالیوود، صاحب 11 پارک موضوعی و چند شبکه ی تلوزیونی از جمله ای بی سی (ABC) تبدیل شد. دفتر مرکزی شرکت دیزنی و امکانات اصلی تولید آن در کالیفرنیا، در استودیوی والت دیزنی(بربنک) قرار دارد. این شرکت در سال 2006، 137 هزار کارمند و 6/56 میلیارد دلار درآمد داشته است. شرکت دیزنی در واقع شامل شرکت تولید فیلم دیزنی، شرکت صفحه پرکنی، و همچنین برگزار کننده ی برنامه های نمایشی داخل سالن نیز می باشد. تا سال 1955، شرکت دیزنی فقط روی فیلم های کارتون کار می کرد. بسیاری از کارتون های معروف و محبوب کودکان ساخت این شرکت است که مشهورترین  شان همان کارتون «تام و جری» است.

برخی از تحلیل گران، معتقدند این شرکت در تولیدات اش اهداف، منافع و معتقدات صهیونیسم را دنبال  و به مخاطبان کودک و نوجوان خود القا می کند. اینان حتی بر این باورند که شخصیت میکی ماوس هم نماد همان یهودی آواره و سرگردان است و به همین ترتیب در همه ی محصولات این شرکت ردپای مفاهیم سیاسی صهیونیستی را می توان دنبال کرد.(در این زمینه: ن.ک. ناطقی1387)

منابع: دانش نامه ی آزاد ویکی پدیا فارسی، ناطقی

 



نویسنده : ; ساعت 20:49 روز یکشنبه هشتم خرداد 1390



میکی موس : نخستین شخصیت معروف شرکت والت دیسنی ، یک موش کوچک و دوست داشتنی بود به نام «میکی موس» . مجموعه میکی موس سال هاست که تولید می شود و هم اکنون نیز شخصیت محبوب نسل دیروز و امروز به شمار می رود . جالب است بدانیم از دیرباز یهودیان را با نام «موش کثیف» می شناختند . والت دیسنی به کمک میکی موس توانست در چند دهه کاری کند که این واژه جای خود را به «موش دوست داشتنی» بدهد و دیگر کسی نمی توانست برای یهودیان تصور «موش کثیف» را داشته باشد . میکی موس معصوم که همواره مورد تهاجم رقبای خود قرار می گرفت و تنها به کمک زیرکی بر دشمنان پیروز می شد ، نمادی شد از معصومیت قوم یهود ! که باید تلاش کند با تنها سرمایه خود ، یعنی زیرکی ، خود را از دست دشمنان جهانی رهایی دهد . تام و جری : شخصیت «جری» در مجموعه تام و جری در واقع ادامه شخصیت میکی موس است . جری موش زبل و بد جنسی است که با شیطنت و ناجوانمردی همواره بر گربه ابله و احمق پیروز می شود . این پرسش که چرا برخلاف دنیای واقعیت ، همواره این موش است که برگربه پیروز می شود ، چیزی است که ناخودآگاه ذهن کودک و بزرگسال را به خود معطوف می دارد و از سوی دیگر، به تدریج این حس را در ذهن کودک نهادینه می کند که می توان با دغل و حقه بازی همیشه پیروز شد . تام و جری علاوه بر اثرات خاصی که بر مخاطبان جهانی داشت ، توانست حس اعتماد به نفس را در مخاطبان یهودی خود ، که سالها از موش کثیف بودن در رنج بودند ، نهادینه نماید . موش کثیف صفتی بود با بار معنایی ترسو بودن و منزوی که هیچ کدام از آنها در موش کوچک والت دیزنی دیده نمی شد . هاچ زنبور عسل : خیلی از ما در دوران كودكی خود ، مجموعه جذاب «هاچ زنبور عسل» را دیده ایم و بی هیچ تأملی ، حاضر هستیم دیدن آن را به كودكان دلبند خود توصیه كنیم ؛ اما خوب است بدانیم داستان هاچ زنبور عسل به كودكان یهودی می‌فهماند كه باید همواره به دنبال مادر ( نماد سرزمین موعود ) خود باشند و دیگران همچون موجودات مخوف این انیمیشن ، همواره در این راه ، سد راه او هستند و البته در این راه می‌توان روی كمك برخی دوستان مو بور حساب كند . نكته : گشتن به دنبال مادر تم غالب مجموعه‌های انیمیشنی است كه كشور‌های آسیایی و در رأس آنها ‍ژاپن به سفارش شركت‌های صهیونیستش هالیوود تولید كرده‌اند ، همچون «دختری به نام نل» ؛ «حنا دختری در مزرعه» ، «باخانمان» ، «چوبین» و غیره . همان طور كه گفتیم ، مادر در فرهنگ یهودی ، نماد سرزمین موعود یهودیان است . این انیمیشن‌ها هرچند با هدف بیشترین تأثیر بر كودكان یهودی جهان ساخته شده اما به دیگر كودكان جهان نیز این حس را القا می‌كند كه تصاحب دیگر سرزمین ها با عنوان برگشتن به سرزمین مادری ، حق مسلم قوم یهود است . دامبو فیل پرنده : «دامبو» بچه فیل زشتی است كه ابتدا مورد تمسخر و بی توجهی اطرافیان قرار می‌گیرد ؛ اما سرانجام می‌تواند با تلاش خود را بالا بكشد (نمادی از قوم یهود كه در جوامع مختلف چندان مورد توجه نبودند) . مادر دامبو عرقچینی شبیه به كلاه یهودیان بر سر دارد و به این ترتیب از دیگر فیل ها متمایز می‌شود . گناه او تنها اینست كه می‌خواهد از فرزندش حمایت كند ؛ اما زندانی می‌شود . سرانجام ، دامبو شایستگی خود را ثابت می‌كند و در عملیاتی پیروزمندانه ، همه تحقیر ها را پشت سر می‌گذارد و پرچم سیرك را كه البته بی شباهت به پرچم اسرائیل هم نیست به اهتزاز درمی‌آورد . این انیمیشن اعتماد به نفس و خودباوری را به كود كان یهود هدیه می‌كند و به خوبی مظلومیت ساختگی یهود (صهیونیسم) را تداعی می‌كند . شرك : هرچند «شرك (1)» انیمیشنی بسیار حرفه‌ای جذاب و دوست داشتنی بود ، كودكان در سری‌های دو وسه آن به طرز باور نكردنی با مقوله سكس و معاشقه‌های طولانی روبه رو شدند . این گونه تصاویر و صحنه‌ها به تدریج ذهن كودك را درگیر موضوعاتی می‌كند كه متناسب با سن او نبوده و وی را با بسیاری ناهنجاری های شخصیتی رو به رو می‌كند . پاندای كونگ فو كار : این هم از انیمیشن‌های زیبای تولید شده در سالهای اخیر است كه بسیار مورد توجه كودكان قرار گرفته و در آن كودك ایرانی به خوبی با باور‌ها و ویژگی های خاص فرهنگ و آیین بودا و مذهب ذن آشنا می‌شود . لازم به ذكر است، كونگ فو ، بیش از آن كه یك ورزش باشد ، یك مذهب و ایدیولوژی است كه بر پایه باور‌های بودایی شكل گرفته است و در این انیمیشن به طور بسیار جذابی تبلیغ می‌شود . نكته : در سال های اخیر، جهان غرب دریافته برای ادامه حیات نیاز به معنویت و نگاه فوق مادی به جهان دارد . از این روی ، می‌بینیم در كشور‌های غربی ، توجه به آیین‌ها و تفكرات شرقی روز به روز افزایش می‌یابد ؛ حتی گسترش روزافزون اسلامگرایی در جامعه غربی را می‌توان از این منظر بررسی نمود كه حاصل از به بن بست رسیدن تفكرات مادی گرایانه غرب است . هالیوود این مهم را به خوبی درك كرده و تحت هدایت سردمداران صهیونیسم خود ، در تلاش است تا با گسترش فرقه‌های نوظهور آمیزه‌ای از عرفان های بودایی و یهودی را در قالب معنویتی خود ساخته به مخاطبان دهد . این نگرش باعث شده تا نقش بودیسم را در بیشتر آثار هالیوودی بسیار برجسته ببینیم .

نویسنده : ; ساعت 1:57 روز یکشنبه هشتم خرداد 1390